عشقم

متن مرتبط با «درجمع من واین بغض بی قرار» در سایت عشقم نوشته شده است

بـــــــــــــغض بی قرار....

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 در جمع من و این بــــــــــــغض بی قرار...xa0 xa0 جایxa0توxa0خــــــــــــــالی...

    ادامه مطلب
  • حکایت من...

  • نیلوبلاگ

    حکـــایت مــــــــــــن……حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود.....

    ادامه مطلب
  • بیـــــــــــــــــــــــــچاره مــــــــــــــــــــــــن...

  • نیلوبلاگ

    انسانها هرگز دو چیز را از یاد نمیبرند….اوّلین نفری که عاشقش شدند و نخستین شخصی که در آغوششخوابیدند…نخستین عشق با افسوس، نفرت و اشک به یاد میآید…و اوّلین عشقبازی با حسرت، لذت و لبخند...xa0بیچاره انسانی که اشک و لبخندش به یاد یک نفر باشد...

    ادامه مطلب
  • حکایت من......

  • نیلوبلاگ

    xa0 حکـــایت مــــــــــــن……حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود......

    ادامه مطلب
  • بیچاره من.....

  • نیلوبلاگ

    انسانها هرگز دو چیز را از یاد نمیبرند….اوّلین نفری که عاشقش شدند و نخستین شخصی که در آغوششخوابیدند…نخستین عشق با افسوس، نفرت و اشک به یاد میآید…و اوّلین عشقبازی با حسرت، لذت و لبخند...xa0بیچاره انسانی که اشک و لبخندش به یاد یک نفر باشد...

    ادامه مطلب
  • قرار ....

  • نیلوبلاگ

    قرارمان باران بودساعت دلدادگیکنار عشقیادت هست؟من آمدمباران همو رنگین کمانبرای عشقتمام قطره هارادر انتظارت قدم زدمو خیابان راتا تمام شهر به جستجوی تو بودمتو اما نیامدینمی دانم اشک بود یا بارانچیزی بر گونه ام سُر می خوردو روی کفشهایم میچکیدکه میگفتتو در خواب من جا مانده ایو من ...چشم هایم رابه ملاقات اورده بودمهمیشه ...این گونه از رویای توتنها به خانه بر می گردم ! ...

    ادامه مطلب
  • بغض بی قرار...

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 در جمع من و این بــــــــــــغض بی قرار...xa0 xa0 جایxa0توxa0خــــــــــــــالی...

    ادامه مطلب